مرابنگردلی شکسته ام.
همان قوطی یک یک، یازده
طاقی زبستان کولیهای غریب
پرازپیاده روی خواب فلجها
دگردستم رابه تمنای بیداری
برشانه ات میکوبم تادری بگشایی
شهربانان مراواگذاربه ازدحام خیابان
شهرداران کوبیدندروح نگرانم به جریمه
گدای مراباجورابها ولنگهای گذرا
به پشت وانتهای بی زواربارکردند
فرق من باآن پسرجوراب فروش یتیم
ان بچه 7ساله سرپرست سه خواهر
من معلول افتاده درکناراین پسر
یامراتکیه میدادبه دیوارپاهای کجم
باصدای بلندش هم دادجوراب میزد
ناگهان مردی ازدوربه جانش افتاد
کشیدبرگوش پسرکشیده ای درجا
همه رابرداشت وبرد،روبه پسر
گفت بی پدرجوراب زپای خود کن
گریان ز پی این مرد اشکش تندوروان
رفت ورفت بی جوراب وبی پناه
اماگرسنه ترازخواهران خودبه خوابی فرورفت
که هرگز اشک خواهری گرسنه رانبیند
متاثرازانکه بیدارشود.گرسنه نماند
به خواب ابدی دست دادوباخواهران وداع
""س،اعظامی"'
باورنمیکنید دراین دنیای ساده ما زندانی شده ایم اعصابمان رامصلوب واختیارمان رااختلال،سلام را
به سلول ،هواستان کجاست! همین کافیست تامارا
لب پرتگاه به سقوط،سکوت،تفریح ازاد وادارند
""""س.اعظامی"""
زندگی سفری دراماتیک است
برگشت زمان توراغافلیگرمیکند
زندگی مکان اتفاقی مرگ است
پژمردن ارزوهای به خاک سرد
زندگی سراسرماتم است
خفتن امروزمن،فردای تو،
هفته ها،چله ها،سالگردما
زندگی جزنبودن هانیست
""س،اعظامی""
به درویشی سیگاری رسیدم
بدوگفتم یک نخ دودی
خشمش میگفت اندیشه کن
دوباره گفتمش لطفا یک نخ
به خودتنیدوگفت بنویس
من ازلج وی تکرارکردم
گفتم سیگار
گفت مرض
گفتم سیگار
گفت درد
گفتم نمیخوام گفتاسلامتیت تضمین باد
""س,اعظامی""
مثل شب خاموش ایام تارمن درحیاط خانه ام
درمانده ام درمماتم یاک درقیدحیاتم مرده ام
گفته ام کفنی سفارشی ازخیاطم خواسته ام
تاک هستم درنبینم زتن زاین پوشش خفته ام
بدوخت خیاط ک اندازه گرفت ایام خسته ام
گفت اندازه بوداین خانه من دگرگذشته ام
هرچه بریدخیاط هرنفس کشیدحیات زنده ام
نه به تن من خوش امد.نه به حیاط خانه ام
اگرلحظه ای تمدیدبودمیگذشت ازسرگذشته ام
""س،اعظامی""
بازافتخاری دگرسربلندی واقتداری پرفراز
اینک همدلی وسترگی واستواری ملت ایران
برقوت وتحمل وصبرشکوه پیروزی دیگری را
رقم زد،ماهمه میدانیم درطول این چند ماه چه
زجرهاورنجهای که مردم صبورماپیشه کردند
ماهمه میدانیم چه سفره هایی بدون شام لا
شدند،همه میدانیم که ملت عذاب درونی خود
رابه خویش واداشت کنون کسانی که بایدمدیون
این قشراتقان وجسورباشندچه پاسخی باید دارند
چه سوالات غریبی که مردم درضمیرخودتنیده
چقدرسبک گذشت این توده تورمی ولی باتحمل ما
برج سنگین کشورهای جاهل به تحریم دولایه
وچند پهلوارتقایافت،چقدربی جواب ماندند اکنون
دلخوشی مردم ازمسولین شایدبی تردیدکم نباشد
مردمی که سالهابه گریه فرزندان خودقول خریدن اسباب بازیهای فرداراداده اند،وشکم خالی گرسنه
خانواده خویش طناب تاثر ونهایت مرگ رابه خود چشیده اند،دگرمطلوب است بهاین تاسف ها
باید بنگریم به اعصابی که سالهاازاورانیوم کنش
داشت وحالاواکنشهای مقامات کشوری رادر
جواب چندمیلیون ایرانی چطوراجراخواهدشد
سوالی است که ذهن مردم به ان منعکس شده
امیدوایم که بتوانیم غرور این مردم رابقای ابلهان وکوردلانی که شاخه خمیده غربزدگیهابنمایانیم. "سعیداعظامی"
دگرشعرنمی گویم
قصه هم نمیخوانم
اوانس هم نمیخواهم
فقط دلم رابرگردانید
شایددلم تمام دنیایم باشد
قصه،غزلهایم،انفاقتان باد
""سعیداعظامی""
مرادراغوشت بگیر،دنیاوفاندارد،دلم ویرانگرعشق توست زنهار،یقین دارم اگه تامین توباشد،همیشه ازوفاداریت خرم گردد .
""س.اعظامی""